الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
509
الغدير ( فارسى )
غدير و نزول آيهء سَأَلَ سائِلٌ . . . « 1 » در اين داستان گويد : اصل اين حديث جز داستان حارث متواترا از أمير المؤمنين رسيده و داستان حارث نيز به تواتر از پيغمبر روايت شده است . داستان مزبور را جمع كثيرى از صحابه روايت كردهاند كه ابن عباس از جملهء آنهاست ، سپس لفظ ابن عباس و حذيفة بن اسيد غفارى و حديث ركبان نيز روايت شده است . 24 - جمال الدين ابو المحاسن يوسف بن صلاح الدين حنفى گويد : ابو طفيل واثلة بن اسقع « 2 » گفت : على بن ابى طالب مردم را در رحبه جمع كرد و فرمود : سوگند مىدهم به خداى عزّ و جل هرمردى را كه سخنان رسول خدا را در روز غدير خم شنيده ، برخيزد و شهادت دهد . جماعتى برخاستند و شهادت دادند كه رسول خدا در روز غدير خم فرمود : آيا نمىدانيد كه من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم ؟ آن حضرت اين سخن را در حال ايستاده بيان داشت و سپس دست على را گرفت و فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . ابو طفيل گويد : من از آن جمع بيرون شدم ، در حالى كه از اين سخن احساسى به من دست داد و چون زيد بن ارقم را ملاقات كردم ، آنچه را كه شنيده بودم ، به او خبر دادم و او گفت : متّهم نخواهى بود ، من نيز اين سخنان را از رسول خدا شنيدهام . بنابراين ، آن كسى كه خروج على را به حج با رسول خدا و گذشتن او را در راه به غدير خم انكار كرد و گفت : على با شتران قربانى از يمن آمد ، در خور توجه و اعتنا نيست ، زيرا هرچند كه آن جناب هنگام خروج رسول خدا از مدينه به قصد حج در خدمت حضرتش نبود ، ولى در بازگشت ، با رسول خدا بود به راهى كه از غدير خم مىگذشت . بنابراين ، مىتوان گفت كه اين سخنان پيغمبر در مراجعت بوده و اين نظر را حديث صحيح تأييد مىكند . در اين كه گفتار رسول خدا در غدير خم هنگامى بوده كه آن جناب از حج برمىگشته و به مدينه مراجعت مىفرموده است ، از زيد بن ارقم روايت شده كه گفت : چون رسول خدا از حجة الوداع مراجعت كرد و در غدير خم نزول فرمود ،
--> ( 1 ) . معارج 70 / 1 . ( 2 ) . در كتاب نامبرده چنين است ، ولى صحيح آن ، ابو طفيل عامر بن واثله است .